که از سادگیش
می توان پی برد به دل دادگیش
خبر خوب اینکه" نشد" ، ولی این به این معنی نیست که من از رو می رم و نا امید میشم.دوباره تلاش می کنم شاید بیشتر از قبل و مصمم تر از گذشته .
به هر حال برنامه اصلی سر جاش باقیه ، تحول محیط اطرافم .
دستامو باز کردم و سعی میکنم توی شعاع دستام یک کاری بکنم ...
فردا شب به وقت ایران ساعت هشت شب به بعد بشدت دعا های شما رو احتیاج دارم، ازم دریغ نکنید
این بزرگترین گام در تغییر فضای بین شعاع دستانم هست .قول می دم در شادیش شریکتون کنم
راستش هنوز نمی تونم قضاوتی بکنم چون زیاد کسی منو نمیشناسه و من با افراد زیادی برخوردهای شخصی نداشتم به جز همین صاحبخونه عزیز که اولش به شدت از من فاصله می گرفت و حالا دوست های خوبی برای هم هستیم با تقریبا شصت سال اختلاف سن .
فقط یک موضوع هست که منو به شدت آزار می ده ،هر جا می ری وقتی ازت می پرسن کجای هستی و تو جواب می دی ایران بلافاصله می گن "عیراک " و من هم با صدای بلند تر داد می زنم "ایران" نمی دونم چرا وقتی این اسم رو ادا می کنم با افتخار اینکار رو انجام می دم هر چند که واقعا ....
بگذریم اصلا دوست ندارم وارد بحثهای سیاسی بشم فقط همینقدر بگم بخاطر ایرانی بودن از لحاظ انجام کارهای قانونی و اداری خیلی به مشکل می خوری به قول خودشون کشور ما توی ناحیه رد زون قرار داره مثلا برای گرفتن کارت اعتباری من از روز اولی که اومدم اقدام کردم و هنوز دارن بررسی می کنن بنده تروریستم یا نه ؟
خلاصه اینکه منو یک عراقی بدونن یک کم برام ناراحت کننده است نه این که چون عراقه، حتی اگر منو از خودشون بدونن و بگن امریکای هستی یا هر کشور دیگه ای باز هم برام خوش آیند نیست .خیلی دلم می خواد تمام ماهای که خارج از ایران هستیم نماینده خوبی برای مردم کشورمون باشیم .
از وقتی اومدم اینجا فهمیدم یو تویوب یکی از بزرگترین ابزار به ابتذال کشیدن وجه ایرانی ها در دنیا شده که متاسفانه خودمون این کار رو انجام دادیم کسانی که بدون آگاهی هر چیزی دستشون می رسه می رن توی یوتویوپ آپلود می کنن بدونن که مردم دنیا به راحتی این ویدو کلیپ ها رو تماشا می کنن و بر اساس همون در مورد من و توی ایرانی قضاوت می کنن اگر هر چیز بدی توی کشورمون هست نباید تا این حد بی احتیاطی کنیم یا حد اقل چیزهای خوبی رو هم که داریم به نمایش بگذاریم درست مثل خود اینها .نمی دونید چه تعصبی دارن روی ملیت نداشته شون جلوی چشم یک بچه امریکای پرچمشو کشورشو لگد کن ببین چی کارت می کنه ؟با یک کیفی تاریخ کشورشون رو می گن یا از آزادی هاشون حرف می زنن .من اصلا قصد ندارم بگم چی خوبه چی بده چون واقعا دانشم در زمینه مسائل اجتماعی یا سیاسی رو در حدی نمی دونم که بخوام اظهار فضل کنم . اما چی کار کنم کشورم رو با تمام کاستی هاش دوست دارم و آرزوم خوشبختی مردم کشورم هست اگر ایران سربلند باشه من و تو سربلندیم چون پشت پاسپورت من و تو قبل از نام والدینمون اسم کشورمون هست .
در گذشته به مرزها اعتقاد نداشتم الان هم ندارم اما یک چیز کوچیکی یک تکه خاکی همیشه توی دلت هست که بوی عشق می ده مردمی هستند که چهره هاشون رو دوست داری .
خیلی دلم می خواست می تونستم یک کار فرهنگی انجام بدم که حداقل این کلیپ های افتضاح توی یو تیوپ رو یک کمی خنثی کنم اما واقعا الان نه وقتشو دارم و نه حوصله درد سر هاشو از طرف خودی ها شاید یک روزی که پول عزیز و دوست داشتنی رو در حجم انبوه بدست اوردم ایدهای که سالها فقط حسرت انجامشون رو خوردم و از این ارگان به اون ارگان معرفی کردم و هیچ! انجام دادم
شما ها اگر می تونید برید و زیبای های ایران رو به نمایش بزارید .پلیس خوب هم توی ایران هست ، معلم خوبم هم هست ،زنی که برای امرار معاشش زحمت کشی می کنه و جون می کنه هم هست ،آدمهای تحصیل کرده و با سواد هم زیادن ،رقصهای محلی زیبا هم هست ، نیستش ؟
من از همین تریبون و از همین کانال آزاد بلاگفا اعلام می کنم اصلا به سیاست کاری ندارم خیلی از چیزهای دولت کشورم برام آزار دهنده بوده و هست و شاید هم چیزهای مورد تایید .اما ترجیح می دم فاصله بگیرم چون رسالتم جنگیدن برای هیچ نیست .رسالتم سالم زندگی کردن و انسان بودنه .اعتقاد دارم هر عملی عکس العملی داره توی هر مقامی که باشی تاوان کارهات رو پس می دی .پس به قول سعی تو سر خویش گیر و راحت مجانب در پیش ...
هر قدمی که اینجا بر می دارم به خودم می گم مراقب باش تو نماینده میلیونها ایرانی هستی هر کاری از تو ببین می بندن به پای تمام ایرانی ها ، به خودم می گم یادت باشه باید انسان باشی بدون هیچ تبصره ای .امیدوارم بتونم هر دو اینا باشم: انسان خوب ، ایرانی خوب
بعضی وقتا می گم کاش بشه یک نرم افزار طراحی کرد برای یه همچین موارد بحرانی در زندگی که داده ها رو بهش بدی و بهترین حالت رو بهت تحویل بده اما وقتی فکر می کنم می بینم همیشه موارد غیر پیش بینی شده ای وجود دارند که تمام احتمالات شما رو بهم می زنند .و اینه که کار خراب میشه ،مثلا تو یک نفر رو که به شدت بهش اعتماد داری جزء موارد اطمینان در نرم افزار قرار می دی و اون میشه نوعی از داده های کمک دهنده و نرم افزار هم بر اساس همون بهت راه حل ارائه می ده اونوقت یهو می زنه و طرف تو زرد از آب در می اد .چه کیفی داره مگه نه ؟
فک کنید حالا هی بگید غصه نخور ...
چند تا از دوستانم برام آفلاین گذاشته بودن که ایران برنج شده کیلوی پنج هزار تومن حالا فکر می کنید آدم اینجا راحت غذا از گلوش پایین می ره تمام مدتی که داشتم ناهار می خورد به همه مردم ایران و به عزیزانم فکر می کردند که آیااز این به بعد امکان خوردن برنج رو دارند ؟با توجه به این که برنج اصلی ترین غذای ایرانی هاست .در حالی که به شدت ناراحت بودم از صاحبخونه ام پرسیدم اینجا چند ساله که قیمت برنج تغییر نکرده گفت سالهاست قیمت اجناس تغییر چندانی نکرده و اگر هم کرده باشه خیلی کم
فک کنید حالا هی بگید غصه نخور ...
امروز که به شدت حالم گرفته بود بعد از انجام کارهای شخصیم و کلاس به یک فستیوال رقص دیگه دعوت شده بودم ،از سر بی حوصله گی آخر وقت رفتم دختر ها و پسر های جوانی رو دیدم که به زیبای تمام رقصهای محلی رو با لبا س های زیبا انجام می دادند جذابترین چیزی که من دیدم لبخندی بود که روی لبهای تمام افراد توی فستیوال نقش بسته بود. بعد از اتمام هر کدوم همو بوسیدند و از هم دیگه با آرامش جدا شدند در حالی که توی ایران حتی توی خونه خودت به راحتی نمی تونی برقصی و رقصهای محلی ما سالهاست که فراموش شده چه رسد به لباسهامون،بوسیدنم که حرفشو نزن
فک کنید حالا هی بگید غصه نخور ...
من نیومدم اینجا که ایرادهای مملکتم رو به رخ اونای که در ایران هستند بکشم فقط می دونم ما توی ایران اگر همه چیز داشته باشیم یک چیز نداریم اونم آرامشه ،چند تا جشن شاد توی سطح شهر داریم؟ چند بار در سال ؟ چه برنامه های داره ؟از چه رنگهای برای لباسهامون استفاده می کنیم ؟چه برنامه های تلوزیونمون پخش می کنه ؟ متاسفانه یک واقعیت های وجود داره که باید بپذیریم .منی که تا این حد وطن پرستم و روی ایران تعصب دارم قلبم از دیدن این همه تفاوت درد میآد .همیشه به خودم می گم مردم من لیاقت این آرامش و شادی رو ندارن ؟مردم من لیاقت این امنیت رو ندارن ؟تا قبل از اومدن به اینجا ذهنیت من همون اراجیفی بود که در مورد خارج از طریق رسانه ها دریافت کرده بودم اما واقعا این طوری نیست اینجا حتی یک نفر با من برخورد بدی نکرد .شاید برای قضاوت کردن خیلی زود باشه اما واقعیت ها رو نمیشه ندیده گرفت
فک کنید حالا هی بگید غصه نخور ...
من اینجا احساس نمی کنم غریبه ام
مردم این شهر خیلی مهربانند....
این آهنگ هدیه به شما
در شرایط مختلف تحریک شدن هر قطب متفاوته البته میزانش هم در انسانهای و شرایط مختلف فرق داره .این خیلی مهمه که آدمهای اطراف شما چه کسانی باشند ، کسانی که قطب خوب شخصیت تو رو تحریک می کنند یا به اصطلاح من بالا می آرند ، یا قطب بد رو شخصیتت رو .چرا که این روند در زندگی روزمره و آینده هر کس نقش بسیار مهمی داره .
اجازه بدید تجربه شخصی خودمو بگم من سالها شخصی رو می شناختم که با تمام وجود سعی می کرد قطب بد شخصیت منو بالا بیاره تا جای که اعتماد به نفسم رو از داده بودم و طبق گفته های اون شخص فکر می کردم تمام ایرادهای دنیا مال منه و من هیچ خوبی ندارم ، درست بر عکس وقتی با اشخاص دیگه ای در مراودت بودم این احساس تا حدی محو می شد .اما چون تعداد ساعاتی رو که با شخص اول در محیط کار بودم بیشتر بود به طبع تاثیرش هم عمیق تر بود .این جریان باعث شد من خیلی موقعیتها رو از دست بدم و متاسفانه با مشکلات بزرگی رو به رو بشم .این موضوع ممکنه برای خیلی ها پیش اومده باشه بخصوص در بین خانومها شایع تره.اجازه ندید کسی قطب بد شخصیت شما رو به راحتی تحریک کنه . هیچ حرفی منفی رو از سمت دیگران نپذیرید ،این به این معنی نیست که انتقاد پذیر نباشید مطمئنا فرق بین انتقاد و تحمیل اعتقاد رو می دونید اجازه ندید یک نفر به قصد نابودی مخملی ، قطب بد شخصیت شما رو بالا بیاره .سعی کنید اطرافیانتون رو طوری انتخاب کنید که دائم باقطب خوب شخیت شما سر و کار دارن و بهتون انرژی می دهند و اگر دید اون اشخاص عکس این عمل رو انجام می دهند بدون تعصب حذفشون کنید
و با آرامش از زندگیتون لذت ببرید ...
نصف النهار باشم اما فکر نمی کردم تا این حد جدی باشه .حالا منم اینجا به شما ها می گم
جدیش بگیرید .من یکی که حالم خیلی بد شد .یک چیزی تو مایه های افسردگی شدید .اینگار یک
دسته پشه دارن توی سرت ویز ویز می کنن و مغزت رو نیش می زنن ،چند نفرهم دارن روده هاتو دور
دستشون می پیچینون .چشمهای من به شدت گود افتاده و دور چشم مثل بادمجون سیاه شده و
حدود هفت کیلو کاهش وزن داشتم سر درد های هم میشم که نگووو.
البته این سردردها به دلیل رسیدن خبرهای بسیار خوش از ایران هم هست که تا حد مرگ می رسونم
خلاصه اینکه مراقب باشید قبلش دکتر برید چون اینجا دکتر و دارو خیلی گرونه
من این آهنگ رو خیلی دوست دارم

یک چیز جالب اینه که اونا تعجب می کنن چرا من سیگار نمی کشم به هر کی هم می رسه می گن دخترهای ایرانی اصلا سیگار نمی کشن نمی دونم کی اینو بهشون گفته...
این صاحبخونه گرامی حدود هشتاد سالشونه و خانمشون از خودشون بزرگتره ، حدود شصت و دو سال هم هست که با هم ازدواج کردن. ایشون ترومپت می نوازن (البته وقتی من خوام ) مدرس مو سیقی هستن . مرد بسیار خوش اخلاق ، مهربون و متعهد
همسرشون خانم جدی و خیلی تمیزیه عاشق لباسهای با عکس های شخصستهای مشهور والت دیزنی
بااون سن و سالش هنوز از شوهرش عروسک هدیه می گیره . فقط اگر لباس پوشیدنشو ببینید فکر می کنید یه دختر بچه پیش دبستانیه .
دست پخت این خانوم واقعا عالیه ولی چه فایده که اینجا باید کم غذا بخوری من نمی دونم اینا چطوری سیر می شن من از وقتی ایران رو ترک کردم هنوز یک غذا نخوردم که سیر بشم.
خلاصه تماشای این دو نفر در این مقطع از بهترین سر گرمی های منه.
شب که میشه کنار هم روی مبل دو نفری شون می شینن و تی وی تماشا می کنن اونم فیلمهای اکشن و بکش بکش
دیشب کاری برای انجام نداشتم رفتم پایین یک کم نیگاشون کنم دیدم خانومه زل زده فیلم تماشا می کنه جاهای وحشتناک فیلم که می رسه کلشو می کنه توی مبل که مثلا نبینه بعد هم برای هر گلوله که صداش شنیده میشه کلی آی اوی می کنه.
من که مردم از خنده .بهش گفتم چرا خوب تماشا می کنی گفت : ایتس نایس مووی
فک کن!
یکی از چیزهای که توی این کشور توجه منو به خودش جلب می کنه اعتماد به نفس بالای خانم هاست
باور کنید طرف چاق پوست پر از کک و مک قد کوتا چهره به شدت زشت و اندام بد اونوقت لباسی می
پوشه که همه قلمبه سولمبه هاشو می ندازه بیرون پوست داغونشو نمایش می ده جالب اینجاست
آرایشم می کنه.
حالا ما باشیم هزار جور از خودمون ایراد می گیرم
من این ساعت رو اینجا گذاشتم ببینید با ساعت ایران یکی هست یا نه فکر کنم یک ساعت عقب باشه
امروز قراره برم کلاس اولین روزه امیدوارم همه چیز خوب پیش بره .
یه رازی رو بگم ؟
من از روند نوشتن توی این وبلاگ اصلا راضی نیستم اون چیزی که می خوام نیست نمی دونم چرا
ولی نیست ...
چون وقتی می اد اینجا حسابی به مشکل بر می خورید .من همیشه از توالت فرنگی بدم می امد
حتی بعد از تصادفم حاظر نشدم از ش استفاده کنم .حالا حسابی به مشکل خوردم هر دفعه باید
برم دوش بگیرم خیلی سخته ....
هیچ هیجانی نداشتم نه خوشحال بودم نه ناراحت نه ترس داشتم و نه هیچ احساس دیگه ای به دور دستها نگاه می کردم به محض ورود به هواپیمای شرکت klm متوجه تفاوتها شدم
همون طور که از قبل می دونستم همه شروع کردن به در آوردن روسری ها برام جالب بود
۱۷ ساعت پرواز داشتم البته یک دوساعتی رو در هلند توقف داشتم توی فرودگاه برای خودم چرخیدم عطر اشانتیون هم تست کردم کنزو خوش بو بود .
خلاصه الان اینجام ...
نمی دونم چی باید در مورد اینجا بگم همه چیز به طرز عجیبی با کشور ما متفاوته نمیگم بهتره یا بدتره فقط متفاوته
دلم برای خانواده برای شهرم تنگ شده دلم برای هر چیز مربوط به هویتم تنگ شده می دونم برای دل تنگی خیلی خیلی زوده ولی شده چی کار کنم خوب .
برام آهنگ فارسی می فرستید ؟
اینجا وقت بیشتری برای نوشتن دارم سعی می کنم بیشتر بنویسم