تبليغاتX
پرنسس در غربت

سلام

خوب کجا بودیم داشتم می گفتم هنوز از رو نرفتم و دارم تلاش می کنم

یکی از چیزاهای که معمولا بین ما ایرانی ها برای بدست آوردن موفقیت اپیدمی شده

از ایران رفتنه و به قول خودمون خارج رفتنه همه مون فکر می کنیم چه اتفاقی خواهد افتاد

باید عرض کنم منم از این نحوه تفکر مستثنی نبودم خوب منم آدمم خوب !!!

خلاصه سالها و به طوری جدی ۳ سالی هست دارم روی این موضوع کار می کنم

و جالبش اینجاست هی ریجکت میشم دلیلش هم اینه که خارجی ها نمیدونن من یک پرنسسم

اینو گذاشتم برای لحضه آخر بهشون بگم

اینی که نمی تونم زود بیام اینجا رو سر و سامون بدم یکیش اینه  یکش هم در اثر فقر ی که در گذشته

به عرضتون رسوندم  کامی عزیز و دوست داشتنیم رو فروختم و همه پولشو خرج همین راه اولی کردم

چه درد سر   دوستتون دارم و بر می گردم ....

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 23 اسفند1386ساعت 21:56 توسط پرنسس |    Balatarin

مدت زیادی اینجا هیچی ننوشتم

نه اینکه بی تفاوت باشم و بی خیال نه اصلا اینطوری نیست

مشکل داشتم یعنی اصلا نمیتونستم بنویسم .یادتون هست رفتم سفر ؟

تصادف کردم بد جوری خلاصه فقط خدا خواست الان هنوز زنده ام .

گاهی وقتی می شنیدم بعضی ها می گفتن بد پشت هم می آد  باورم نمیشد یعنی درک نمی کردم

خوب حالا درک می کنم به همین سادگی ...

سه بار در یک ماه تصادف کنی بعد بهترین و عزیز ترین فرد زندگیت بدترین بلاها رو سرت بیاره، شغلت رو

از دست بدی ، یکی دیگه از عزیزانت بره یه جای دور دور که دیگه حتی نتونی ببینیش ،پس اندازت ته

بکشه ،در اثر تصادف و بی تحرکی اضافه وزن پیدا کنی و....

می دونید چقدر باحاله ؟ من همه اینها رو باهم درست توی همین مدت بدست آوردم

اما همچنان از رو نرفتم و امیدوارم . تازه از جام بلند شدم و دارم شروع می کنم همه جوره

 

بر می گردم ....

 

+ نوشته شده در سه شنبه 7 اسفند1386ساعت 20:6 توسط پرنسس |    Balatarin